X
تبلیغات
رایتل
دل نوشته
.... به یزدان که گر ما خرد داشتیم، کجا این سرانجام بد داشتیم ....
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 09:47 ب.ظ

خسته ام دلم میخواد زودتر بخوابم تا بتونم یه دل سیر پیشت یواشکی گریه کنم

گله کنم بخاطر ترسی که تودلم کاشتی و باهاش بزرگ شدم

به خاطر تمام لبخندایی که رو لیم یخ زده

به خاطر این همه ناگفته که بین من و تو باقی مونده


هنوزم قیل گله میگم بزرگیت رو شکر

حتما حکمتی داری

بخاطر چیزایی شکر می کنم که نمی شه اینجا بنویسم ولی همه رو تو می دونی

اگه می خوام باهات حرف یزنم برای اینکه دلم سبک بشه

همین

محبوب ترین وبلاگ ها