X
تبلیغات
زولا
دل نوشته
.... به یزدان که گر ما خرد داشتیم، کجا این سرانجام بد داشتیم ....
شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 08:58 ب.ظ

هنوز میام اینجا 

میام با فنجان قهوه باز تو تختم بازم کلی فکر کلی حسرت روزهای گذشته 

ساکت میشنم و تو عالم خودم باز با اریرا حرف می زنم ، اریرایی که حاصل یه عشق و اولین اعتماد بنفسی بود که تو بهم داده بودی

با خودم فکر می کنم ، همه همه رو مقصر می کنم از همه متنفر میشم حتی از خودم و این احساس لعنتی که نمیذاره مثل باقی دخترها باشم 

هر لحظه به یکی دل ببندم ، از همه متنفر میشم تو خیالم باهات دعوا می کنم سرت داد میزنم ولی باز تو رو رفع اتهام می کنم و اشکهام رو پاک می کنم 

باز دوباره تیت می کنم و فال تاروت میگیریم 



محبوب ترین وبلاگ ها