X
تبلیغات
رایتل
دل نوشته
.... به یزدان که گر ما خرد داشتیم، کجا این سرانجام بد داشتیم ....
پنج‌شنبه 4 دی‌ماه سال 1393 ساعت 08:57 ب.ظ

خدای عزیزم دلم گرفته 

انقدر که با سازمم نمی تونم درد و دل کنم انقدر که حتی از بغض نمیتونم حرف بزنم و دردم و بهت بگم 

اخه تو که می دونی درد منو چی رو برات بگم !!!!!

بازم میگم خدایا شکرت ، هربار نیت کردم تو تمام فال ها بهم گفتی صبور باش ، گشایش تو کارت هست 

پس چرا نمی رسم به گشایش ، چرا این بغض لعنتی یه روز مثل اتشفشان برای همیشه خاموش نمیشه !،،،،

4 ماه افتادم تو یه دریای طوفانی ، میدونم اگر مراقبم نبودی اینجا نبودم ، میدونم تو تمام این روز ها دست های تو برام مثل یه تخته نجات بوده تا غرق نشم ولی هر روز این 4 ماه برام قدر یک ماه طول کشیده تا گذشته 

میدونم حکمتی داری خیری داری که من نمی تونم درکش کنم دیگه نمی گم چه حکمتی داری فقط می گم بزار تا اخر این طوفان تو دست های تو پناه بگیرم .  

محبوب ترین وبلاگ ها