X
تبلیغات
رایتل
دل نوشته
.... به یزدان که گر ما خرد داشتیم، کجا این سرانجام بد داشتیم ....
یکشنبه 30 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 01:17 ق.ظ

اولین برف پاییزی داره می باره و من، بی تو ، به اسمان نگاه می کنم ، به یاد تمام برنامه هایی که برای زمستان امسال باهم کشیدیم

اولین برف پاییزی داره می باره و من فقط می تونم به جای قدم هام با دونه های اشکم ، آسمون رو همراهی می کنم 

سوز و سرمای اولین برف ، به جای گرمی دستهات داره قلبم رو می پوشونه

چه زود چه آسون رویاهایم نقش براب شد

کاش بعداز این همه یخبندان ، نسیم بهاری درانتظارمان بود 

کاش هنوز جرات و امید، بافتن رویای دیگر را درکنار تو و خاطراتت داشتم 

کاش می دانستم عاقبت چه می شود ، کاش می توانستم بایک قیچی انچه را سرنوشت به تلخی برایمان نوشت را پاره کنم 

محبوب ترین وبلاگ ها