X
تبلیغات
رایتل
دل نوشته
.... به یزدان که گر ما خرد داشتیم، کجا این سرانجام بد داشتیم ....
یکشنبه 13 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 10:48 ق.ظ

دلم گرفته . 

واژه ای برای نوشتن نیست سازم  هم چون من مهرخاموشی برلبانش زده .

فقط میتونم چشم هام رو ببندم و خاطرات رو ورق بزنم . 

دیگه از انتظار خسته ام ، گله دارم از همه بیشتر از خودم از سادگیم از این همه صبر 

خدایا کاش خستگیم رو می دیدی ، کاش پینه های بسته شده سر تک تک انگشتام رو می دیدی،

چرا تو پیشینونی من نوشتی صبور بعد هم Boldش کردی تا همه ببینن؟؟


جواب سالها انتظارم این هست ؟؟؟؟

محبوب ترین وبلاگ ها