X
تبلیغات
رایتل
دل نوشته
.... به یزدان که گر ما خرد داشتیم، کجا این سرانجام بد داشتیم ....
چهارشنبه 2 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:17 ب.ظ

خسته ام از این همه تکرار از این همه فریاد ازاین همه اصرار


خسته  خسته خسته خسته


شده یه کابوس

چی خوبه ؟؟؟چی بده ؟؟؟


اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه

حوصله نوشتن ندارم حوصله خودم و ندارم , دلم می خواد داد بزنم گریه کنم

چرا کسی منو نمی بینی یعنی یخاطر پروزن بودن نباید دیده بشم ؟؟؟؟


بذارین رها باشم 

خسته ام از امیدهای الکی خ س ت ه 

می فهمین ؟؟


چرا هیشکی منو درک نمی کنه؟؟

محبوب ترین وبلاگ ها