X
تبلیغات
رایتل
دل نوشته
.... به یزدان که گر ما خرد داشتیم، کجا این سرانجام بد داشتیم ....
پنج‌شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 07:23 ب.ظ

خدای عزیزم  

نمی دونم به خاطر کدام یکی از نعمت هابت و خوبی هبات باید شکرت کنم  

به خاطر عشقی که درقلبم کاشتی ؟؟ یا برای این همه صبر که هرروز روحم را با ان نوازش می کنی؟

می دونم همیشه صدام رو می شنوی  

منویسم برایت اینجا 

که فقط باهات حرف زده باشم 

دیگه انتظاری ندارم که بیاد و بخونه ،که کسی زبرشون کامنت بذاره 

مدتی هست که کلاس نمیرم ولی همیشه حرف های استادم تو گوشم زمزمه میشه

طوطی نیستی ؟؟ بود و نبود طوطی ، زیبایی یه طوطی .....

سکوت

آدمها رو همانطور که هستن دوست داشته باش ..................

ولی من هنوزم دلم می شکند آرام تر از آنکه حس کند، اشکهایم را در دیدگانم جاری نمی کنم ، دوست ندارد گریه کنم پس برقلبم روانه می سارم بی هیچ حرفی،هدفی

خواندم اگر کسی را دوست داری بال پروازش باش نه قل وزنجیر بر بال هایش

قل و زنجیر نیستم قصم به نامت

عاشقانه پر پرواز شده ام ، دلم می خواهد فریاد بزنم تا همه بدانند تا تمام آنان که هر روز آزارم داده اند بدانند و مرا با شب پره و رویاهایم تنها گذارند 

شب پره کوچک تنهاییم

کاش احساسم را می دانستی , کاش می فهمیدم تو نیز این چونین مرا دوست داری؟؟؟

کاش می توانستم بی هیچ رنگی تمام انچه در دلم هست بنویسم ,که از چه چیز ناراحتم , که چرا . . . .  

 

محبوب ترین وبلاگ ها